الشيخ محمد حسين الأعلمي
178
تراجم أعلام النساء
من صبر على سوء خلق امرأته أعطاه اللّه من الأجر ما أعطى داود عليه
--> - ( وفي الديوان ) دع ذكرهنّ فما لهنّ وفاء * ريح الصبا وعهودهنّ سواء يكسرن قلبك ثم لا يجبرنه * وقلوبهنّ من الوفاء خلاء ( ونظامي گفته است در اين مقام ) زن گر نه يكى هزار باشد * در عهد كم استوار باشد چون نقش وفا وعهد بستند * بر نام زنان قلم شكستند زن دوست بود ولي زماني * يا جز تو نيافت مهرباني چون در بر ديگرى نشيند * خواهد كه ترا ديگر نهبيند زن ميل ز مرد بيش دارد * ليكن سوى كأم خويش دارد زن راست نبازد آنچه بازد * جز زرق نسازد آنچه سازد بسيار جفاى زن كشيدند * در هيچ زنى وفا نديدند مردى كه كند زنآزمائى * زن بهتر از أو به بىوفائى زن چيست نشانهگاه نيرنگ * در ظاهر صلح ودر نهان جنگ در دشمنى آفت جهان است * چون دوست شود هلاك جانست گوئى كه بكن سخن نپوشد * گوئى كه مكن دو أسبه كوشد چون غم خورى أو نشاط گيرد * چون شاد شوى ز غم بميرد اين كار زنان راست باز است * افسون زنان بد دراز است آدم ز بهشت رفت بيرون از زن * سيمرغ بكوه قاف پنهان از زن ويران شدن تخت سليمان از زن * آوارگى يوسف كنعان از زن كشته شدن على عمران از زن * القصة هزار خانه ويران از زن جائى كه زنان أولياء چنانند * بر عقل زنان أي زمان خند ( وله ) دينا زنى است عشوهگر ودلستان ولى * با هيچكس بسر نبرد عهد شوهر فرزند نجيبزاده هرگز * از مادر نانجيب نبود -